السيد علي الحسيني الميلاني

110

مظلوميت برترين بانو (فارسى)

فقالوا له : إصفهان . فحلف أنْ يخفيه ولا يحدّث به إلّافي إصفهان ثقةً منه بصحّة ما أخرجه فيه ، فتحوّل إلى إصفهان وحدّث به فيها » « 1 » « زمانى كه ثقفى كتاب المناقب و المثالب را تأليف كرد . اهل كوفه به او گفتند تا آن‌ها را مخفى كند و آشكار نسازد . او گفت : كدام شهر از مبانى تشيّع دور تر است ؟ گفتند : اصفهان « 2 » . او سوگند خورد كه كتاب را مخفى سازد و حديثى از آن را نگويد مگر در اصفهان و تمام آن‌چه از اين كتاب روايت مىكند ، از افراد موثّق باشد و رواياتش همه صحيح . پس به اصفهان رفت و روايات كتابش را در آن جا بازگو كرد » . اين ماجرا را ابو نعيم اصفهانى نيز در أخبار اصفهان آورده است . در روايت اخير ، سخن از « دود » است كه حضرتش فرمود : « واللَّه ما بايع علي حتّى رأى الدخان قد دخل بيته » « به خدا سوگند ! على بيعت نكرد تا ديد دود خانه‌اش را فرا گرفته است » .

--> ( 1 ) لسان الميزان : 1 / 102 . ( 2 ) البتّه اصفهان در آن زمان .